میرزاده خاتون

از وقتی بچه دار شدم خیلی ترسوتر شدم. می‌ترسم از وقوع غیرمنتظره‌ی زلزله. از تصادف. از آدم بدها، همونایی که حتی به بچه های معصوم هم رحم نمی‌کنن. توی خیابون از مردم می ترسم. احساس می‌کنم آسیب پذیرم. وقتی با کالسکه، کیان رو بیرون می‌برم تا غریبه‌ای رو تو پارک یا جایی می بینم که نگاهم می کنه راهم رو کج می کنم و تند برمی گردم خونه. می ترسم. فکر می کنم چقدر صدمه زدن به من راحته و می ترسم... تو تلویزیون ببری رو دیدم که بچه آهویی رو شکار کرد. آهوی مادر فرار کرد. قانون طبیعته. می‌ره تا جون خودش رو حفظ کنه. تا بتونه بچه دیگه‌ای رو به دنیا بیاره که بمونه. برای امیر با غصه تعریف می کنم. می‌گم که مادر آهو حتی به ببر حمله نکرد. می‌گه غریزه حفظ حیات از نجات زندگی بچه ‌‌آهو مهمتره. می‌گه که حفظ زندگی از همه چیز مهمتره...ولی من می دونم که اینطور نیست. گاهی فکر می‌کنم بچه دار شدن مالیخولیاییم کرده... چه‌م شده من؟ :(

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۲۱)

هیچی مالیخولیایی شدی😂😂
پاسخ:
دیوونه شدم رفت :)
یه بار منو داداشم ومامانم رفته بودیم یه جایی،یهو همون جایی که داداشم بود اتیش گر گرفت،من فرار کردم سمت بیرون اما مامانم دوید سمت داداشم و اتیش،غریزه مادری غوغا می کنه،سایه ت همیشه بالاسر کپلی و صدالبته سایه پدرش.
پاسخ:
خدا مامانت رو براتون نگه داره :)
توکلتون به خدا باشه و فکرای نامربوط رو دور کنید از خودتون

پاسخ:
چشم :)
  • حامد سپهر
  • مادر بودن سخته و فکر میکنم بزرگترین تغییر یه انسان میتونه باشه چون دنیاش خیلی فرق میکنه
    پاسخ:
    قطعن :)
    هرچی عشق بیشتر میشه آسیب پذیری هم بیشتر میشه... :(
    پاسخ:
    همینطوره ...
    چه حس آشنایی:)
    فکر کنم همه مادرها تجربه اش میکنن
    تنها چیزی که منو آروم میکنه، تکیه کردن به خدایی که از مادر برای فرزند مهربون تره:)
    پاسخ:
    صد در صد :)
    یه بار من خواب دیدم پلیسا دنبالمن. بچه‌م هم بغلم بود. خانوادگی رفته بودیم سیستم طلافروشیا رو هک کنیم طلاهاشونو بدزدیم. شوهرم که فرار کرد. منم یه کم دویدم با این بچه و دیدم سرعتمو کم می‌کنه و گریه هم می‌کنه و خلاصه گرفتارم کرده بود. گذاشتم وسط ترمینال و به فرارم ادامه دادم :دی
    نمونه‌ی یک مادر فداکار و بامحبت :))
    پاسخ:
    D: خوابا رو باید کتاب کنی
    عکسی ک صورت کیان توش نباشه حرامه
    تمام
    کلا مادر شدن یه سری حالتها میاره برای ادم توی همه اطرافیانم دیدم...
    خودم ک عطاش رو ب لقاش بخشیدم ... واقعا دیگه دوست ندارم ... ی زمانی میمردم برای بچه
    پاسخ:
    ای بابا ):
    یه بوس از صمیم قلب پشت گردنش
    پاسخ:
    بوس بک :)
    هیچیت نیست فقط خوشی زده زیر دلت
    پاسخ:
    شاید
    آهو با آدم فرق داره, آدم وقتی مادرمیشه همه ی زندگیش میشه بچش, تا بچه آروم نشه مادر آروم نمیشه. 
    مخصوصا این روزهاانقدرخبرهای بد توفضای مجازی میخونیم دیگه به زمین و زمان شک میکنیم و همش دلهره داریم, من به مدیر یکی از کانالای محبوبم پی ام دادم که تو روخدا کم خبرهای کودک آزاری رو تو کانال درج کنین, والله من روانی شدم دیگه, گفت نمیشه مجبوریم انقدر زیاد شده باید اطلاع رسانی کنیم والدین بیشتر مواظب باشن خلاصه هدیه جان همه اینطوری شدن فقط شما نیستین
    پاسخ:
    امان از این خبرهای بد :(
    ولی خداییش کم مستند ندیدم که مادر چه طوری واسه نجات بچش جون خودشو به خطر انداخته.و خودش اصلا براش مهم نبوده.
    پاسخ:
    نمی‌دونم. بهرحال اگه هم حیوونا این کار رو انجام بدن از روی غریزه‌س نه احساس .
  • قاسم صفایی نژاد
  • حالا در همه حیوانات که اینطور نیست. مثلا بخواید جوجه بگیرید، مرغ حمله میکنه و نمیذاره. حتی اگه جونش رو از دست بده. یا خیلی از حیوانات دیگه. یا حتی انسان. واقعا انسان حاضره که جونش رو بده که بچه‌اش هیچ صدمه‌ای نبینه. نمونه‌ای هم در همین زلزله کرمانشاه دیدیم که مادر خودش رو حایل قرار داده بود تا پسرش زنده بمونه.
    اما امان از روز قیامت که مادر هم از فرزند خودش میگذره...
    پاسخ:
    آره، ولی نه همه‌ی مادرها ...
    راستی لباس و تشک پسرمون خیلی خیلی بگور و نازه [قلب] [بوس ب لپاشششش]
    پاسخ:
    مرسی ^_^
  • خانم نارنج
  • من فکرمیکردم مامان من فقط میترسه چندوقته ده تامثل مامانم دیدم میترسن یازدهمی هم شما:))
    این پسره دلربارومحکم بایدبوسید.
    پاسخ:
    قربونت :)

    فقط باید قوی بود..دنیای بدی شد اما باید از خودت ی گرگ بسازی ک دریده نشی...اما خب بهتره خوش بین تر باشی :)

    پاسخ:
    گرگ ؟ :(
    عزیزمممم❤️❤️ این اتفاقا همه به خودى خود هم ترسناک هستن دیگه چه برسه به اینکه آدم یه کوچولو هم تو زندگیش باشه که مراقبتش به عهدش باشه🙈❤️ فکر کنم کیان عزیز بزرگتر که بشه و بتونه از خودش مراقبت کنه این ترستون کمتر بشه😘😘
    پاسخ:
    ایشالا :)
    بخووووورر این جوجه رووووو  اخخخ دلم براش غش میره حیف نزدیک نیستی.
    همین حستو من نسبت به خواهر زاده هام دارم
    پاسخ:
    ممنون دوست جونم :)
    یه چیزی میگم نه نگو۰۰۰تولد کیان یه عکس سه نفره ی فول اچ دی بذار اینجا۰خب؟
    پاسخ:
    شما ؟ :)
  • ماهی قرمز
  • نگران نباش طبیعیه من عمم وقتی بچه دار شده بود دقیقا مثله شما شده بود اما کم کم خودش اوکی شد 
    پاسخ:
    امیدوارم :)
  • گیسو کمند
  • سلااااااام
    عه چرا اینجا خبری از تولد آقا کیان نیست!؟!
    یکسالگیش مبارک هدیه جون, الهی که سالم و سلامت زیر سایه تون بزرگ بشه. کیانو از طرف من ببوس :*
    پاسخ:
    مرسی عزیز دل :)