میرزاده خاتون

وقتی بچه مریض می شه انگار خورشید خونه غروب می کنه. نور لطیف کمرنگش خاموش می شه و خونه در سکوتی بی حالت فرو می‌ره‌‌. سکوتی که بوی شربت سرماخوردگی و تن بیمار می‌ده. وقتی بعد از چند روز تب ،بچه چشماش رو باز می کنه و دنبال توپش می‌گرده و یکی دو قاشق غذا می خوره، انگار دوباره آروم آروم خورشید طلوع می کنه و به زندگی رنگ می‌بخشه‌‌‌ . امروز خورشید کوچیک ما خیلی بهتره‌‌‌‌ :)



+این روزها که خیلی هم نق‌نقو شده بود کلمه موعود «مامان » از دهنش خارج شد. البته دقیقن کلمه مامان رو که نگفت‌ ‌، یه چیزی شبیهش رو گفت‌. ولی امیر خیلی اصرار داره که این که کیان گفت مامان بوده ‌، چون اون هنوز به خاطر بابا گفتن کیان قبل از گفتن هر چیز دیگه ای، عذاب وجدان داره d:


  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۱)

وای بمیرم عزیزم خدا کنه زود خوب شه غم تو دل ما هم اومد 
پاسخ:
قربونت :*
سلام هدیه جان 
ای جون دلم زندگی قوبون نگاهش و دستاش .
الهی زندگی .ان‌شاالله زودی خوب بشه .
دلم‌براش تنگ شده بود 
نه مطمن باش مامان گفته 
پاسخ:
سلام عزیزم
مرسی از محبتت :)
ایشالا این خورشید همیشه بتابه
پاسخ:
مرسی :)
خوش به حال اون نور سبزی که رو لپاش افتاده...
همیشه سلامت و تپلی باشه قند عسل... 
پاسخ:
مرسی :)
سلام .. از وقتی که من وبلاگ شماها رو میخوندم خیلی میگذره... چقدر گذر زمان جالبه ... تاثیر گذشتن 3 یا 4 سال رو در زندگی خودم و در زندگی دوستان ندیده می بینم.. خیلی برام شیرینه...  من اون موقع یه پشت کنکوری متوهم بودم ... یه دختر ساده ی کم سن و سال  که  نا آروم بودم و فکر میکردم خلا  درونیم رو با وارد شدن در یک رشته ی خاص میتونم پر کنم...وااای چقد گذشت تا من بفهمم ...تا چند پله و فقط چند پله رشد کنم... منم این روزامو خیلی دوس دارم ... وارد یه رابطه ی قشنگ شدم ... معلم زبان بچه های شیرین و کلوچه شدم... بزرگ شدم... با اعتماد ب نفس شدم... قوی تر شدم...
هنوز اینجا رو بی صدا دنبال میکنم...
گفتم منم از خودم خبر بدم که یه طرفه نباشه این رابطه ی وبلاگی
پسر نازنینتون رو از طرف یه مااااچ گنده بکنین هدیه جون.. خدا حفظش کنه
پاسخ:
عزیزم :) خوشحالم که سلامت و خوشحال و راضی هستی. هممون دوره نوجوونی رو با بالا و پایینش گذروندیم. مهم اینه که آدم به سمت بهتر شدن بره..که تو رفتی :) 
امیدوارم موفق تر باشی 
بوس به کیان خوشگله ومامان مهربونش :-*
پاسخ:
بوس به خودت:*
وای راستی جوجه ما هفت ماه و نیم بدنیا اومده! نمیدونم تو این دنیا چخبر بود اینجوری عجله دااااااااشت الانم تو دستگاهه :(((((
پاسخ:
ای جان ^_^
دلش می‌خواسته زودتر خاله جونش رو ببینه
  • قاسم صفایی نژاد
  • ان شالله همیشه سلامت باشه
    مگه پسرا هم اول بابا میگن؟
    پاسخ:
    مرسی :)
    دخترا هم اول بابا می‌گن؟ 
    چه خوب گفتی :) ای جون
    پاسخ:
    ^_^
     سلاااااام چقدر دلم تنگ شده بود برای خودت و جوجه
    خداروشکر وه حالش بهتره
    الهی خورشید زیبای زندگیتون همیشه تابان باشه
    پاسخ:
    سلام دوست قدیمی :*
    ممنون از دعای قشنگت
  • قاسم صفایی نژاد
  • در پاسخ به پاسختان:
    دخترا که تا چند ماه فقط بابا میگن. این که طبیعیه، دخترا بابایی‌اند. اما پسرا چرا بابا میگن؟ :D
    پاسخ:
    از شانس بد ،پسر ما باباییه :d