میرزاده خاتون

چی می شه که آدم یه نفر رو خیلی دوست می داره؟

چی می شه که دلش می خواد مواظبش باشه تا همیشه؟
چی می شه که یه کسی که روزی غریبه ی خوش قیافه ای بیشتر نبوده، می خزه لای زندگی آدم؟
چی می شه که آدم از این همه علاقه و میل خودش می ترسه؟ :|

دیشب از استرس خوابم نمی‌برد چون خبر ازش نداشتم. رفته بود تبریز و قرار بود شب برگرده و من توی سرم همه‌ی چیزهای بدی که ممکنه سرش بیاد رو دیدم و عر زدم و ساعت چهار صبح تو تلگرام برام نوشت که پرواز تاخیر داشته و تازه رسیده تهران و چندساعت دیگه می‌رسه خونه. بعد گفتم بهم زنگ بزنه. گفت که بیداری؟ گفتم که بله هستم و گفتم که فردا هم باید هشت صبح سر کار باشم اما تو حرف نزن و فقط بهم زنگ بزن و زد. من هم خیلی گریه کردم و خیلی حالم خراب بود چون توی سرم دور از جونش مرده بود و اگه نمرده بود پس چرا خبر نداده بود؟ !! خیلی ناراحت بودم. چون می‌دونید که به محض اینکه آدم یکی رو دوست داره، اگه تلفنش رو جواب نده آدم فکر می‌کنه که شاید تصادف کرده، شاید گرگ‌ها خوردندش یا مسموم غذایی شده یا بیمارستانه یا دزدیدندش یا همه‌ی چیزهای بد دیگه و آدم خیال می‌کنه دنیا خراب شده روی سرش. خلاصه چنددقیقه حرف زدیم و من از حرف زدن باهاش عین بچه‌ای که می‌خوای ببریش گردش خوشحال شدم. گوشی رو که قطع کردم فرت خوابم برد.


  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۹)

من هم خیلی به این فکر می کنم: گرگا خوردنش.
پاسخ:
گرگ هم که زیاااد
دقیقا منم با آدمای مهم زندگیم این حس رو تجربه کردم و اون استرسی که گفتی واقعا عذاب آوره خیلی۰۰۰
پاسخ:
متاسفانه من از وقتی بچه‌دار شدم ترسوتر هم شدم ):
همه ی زنای اصفهانی همینطورن. شوهره ساعتی یه بار زنگ نزنه دنیا رو میکنن تو حلقشون
پاسخ:
:| 
از لحن جمله‌ت مشخصه که فرق نگرانی از روی محبت و نگرانی از روی شک رو متوجه نمی‌شی
وای دیدی؟
شده من زنگ زدم گفتم فکر کردم گاز گرفتتت. گفته بخاری داریم ما مگه؟!😁
پاسخ:
ای بابا D:
عشقه و همین ترس و دلهره هاش...
پاسخ:
اوهوم...
عزیزه دلم :*
پاسخ:
:*
سلام هدیه جان 
ای جان عزیزم .بدترین چیزیه که ادم‌میتونه تجربه کنه .
پاسخ:
سلام 
یا حتی اینکه از آسمون یه سنگ تلوپی افتاده زمین و عدل خورده تو سر همین آدمی که دوسش داری!! :/

امان از این تلفن ها که ما رو بدبخت کرد! :))
پاسخ:
امان خواهر امان d:
دوست داشتن زیاد ترس از دست دادن میاره
من به گررررگ دیگه فکر نمیکنم همش تصادف و اینچیزا به ذهنم میاد
پاسخ:
دور از جون :(
عزیزززممم❤️❤️ نگرانى و بى خبرى خیلى بده الهى خدا ١٢٠ سال براى هم و براى کیان خوشگلمم نگهتون داره🙏🏻🙏🏻💋💋💋
پاسخ:
قربونت :)
مادربزرگ منم همین شکلی بود. البته پدربزرگ نجاری داشت. خبری از موبایل و اینام نبود. ما شده بودیم خبر بیار و خبر ببر خونه. اگه پدربزرگ بر خلاف هر روز قبل اذان ظهر خونه نبود این وظیفه ما بود که بریم دم در مغازه اش ببینیم چی شده که نیومده هنوز. یحتمل دل مادربزرگ مثل سیر و سرکه میجوشیده ولی خب متاسفانه ما هم نوه خلفی نبودیم و تو اغلب موارد یادمون میرفت برا چی رفتیم و دم مغازه پدربزرگ سرگرم بازی میشدیم. تا نیم ساعت یک ساعت بعدش که سر و کله مادربزرگ از ته کوچه پیدا می شد. :)


پاسخ:
آخی :) طفلک مامانبزرگ چی کشیده از دست شما نوه ها و بابابزرگتون D;
هدیه جان چقدر خوب توصیف کردی !
دقیقا منم همین حس رو پیدا می کنم از نگرانی. از ترس اینکه مبادا اتفاق بدی افتاده باشه.. آدم به مرز دیوانگی میرسه حتی !
و اون جمله آخرت که گفتی فرت خوابت برد. عین خودم که وقتی میفهمم همه در امن و امان هستن دیگه فرت میگیرم میخوابم :-)



پاسخ:
آرامش بعد از طوفان :)
منم این فکر برا بابا مامانم میآد گاهی ...اما همیشه جلوش و میگیرم میترسم واقعی شه:(  :|
پاسخ:
ایشالا همیشه سایه‌شون بالا سرت باشه
  • بـانـوی بـرفـی
  • واقعا متاسفم واسه کسی که نگرانی و شک رو درک نمیکنه 
    شاید خودش بی احساس ترین ادمه متوجه نشده
    پاسخ:
    چی بگم :(
    خوب بابای کپلی باید خبر میداد معلومه ادم دلش شور میزنه. همسر من اگر بیشتراز۵ تا ۱۰دقیقه دیر کنه نگران میشم.
    پاسخ:
    از بس که بی خیاله :b
    ای خدااا آخه چرا خبر نمیدن به آدم منم دقیقا اینجوری ام بدترین چیزها رو تجسم میکنم و هیچی بدار از اون برزخ انتظار و نگرانی نمیتونه باشه همین الآنم که بهش فکرمیکنم حالم بدمیشه
    پاسخ:
    دقیقن شبیه برزخه :(
    میشه بخشی از وجودش ...
    مثل سلامتی
    مثل یکی از اعضای بدن
    اگه ادمی ک یکی از اعضای بدنشو از دست بده خواه ناخواه همه ی وجودش منعطف میشه رو همون قسمتی ک نیست ...

    هم دلچسب این رابطه هم گاهی فلج کننده
    ولی در هر صورت شیرینه :)
    چون خیلیا این ادم و ندارن و یه عده ادم خشبخت دارنش :)
    خدا برات حفظش کنه
    پاسخ:
    قربونت
    واقعا حستونو درک میکنم من که این جام دیگه همه میدنن تا زنگ بزنم باید جواب بدن وگرنه انقد تو ذهنم داستان میبافمو باورش میگنم گه حتی اگه سرما بخورن به من نمیگن بس که غصه اشونو میخورم غربته دیگه سخته  حالا شکر خدا که صحیح و سالم رسیدن تهران
    پاسخ:
    عزیزم :( 
  • هولدن کالفیلد
  • امیر گرگها رو نخوره گرگها امیر رو نمیخورن :|
    به این یه بلا فکر نکن شما خداوکیلی :|
    البته دور از جونش :دی
    پاسخ:
    توهم بود دیگه : |
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی