میرزاده خاتون


شب،  وقتی صدای چرخیدن جوجه توی تختش بیدارم می کنه ، بغلش می کنم. میارمش کنارم. تن داغ و کوچولوش بین دستهای من. دستهای گرم و داغش روی تن من. نمی تونم توصیف کنم این احساس رو. اگه نزدیک صبح باشه، اگه بیدار باشم ، نگاه می کنم به چشمهای بسته‌ش و شیر خوردنش. نگاه می کنم به دستهای کوچولوی متجاوزش. این دستها به خلوت زندگی من تجاوز کردن! به خواب شب‌های من ، به استراحت روزهای من ، به زندگی اجتماعی من ، به خلوت زندگی زناشویی من...و من عاشقانه این دستها رو دوست دارم. من این دستهای کوچولو و خیلی خیلی داغ رو که شبونه روی بدنم سر می خوره دوست دارم. شیر خوردنش که تموم می‌شه متجاوز عزیزِ من غلت می زنه و  می خوابه. و من گیج عشقِ عجیبم بیدار می مونم و به صدای نفسهاش گوش می‌دم.

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۶)

مادر بودن فوق‌العادست واقعا... 
پاسخ:
اوهوم :)
هر دفعه میام تو این وبلاگ،دلم میخواد مامان شم.
پاسخ:
عزیزم ^_^
در حالی که قند در دلش آب میشود، صفحه ی کامنت ها را باز می کند تا به نحوی به نگارنده برساند که خیلی ممنون بابت این پست و عکس ... روحمان شاد شد😀 ... کاری می کنید من برم از پدر و مادرم درخواست فرزند سوم کنم:دی!
پاسخ:
D: نوه بهتر نیست ؟
عزیز دلم :)چقدر دستاش کوچولوئه :)
انشالله همیشه و همیشه  سایتون بالا سرش مستدام باشه و اینده درخشانش رو ببینید :))))))))))
پاسخ:
قربونت :)
هدیه جان من چندساله که وب شما رو میخونم...وقتی از حس مادریت می نویسی باورم نمیشه که زمان چقدر میتونه روی آدم تاثیر بذاره...اینکه مادر شدن چطور میتونه حس و حال آدم رو عوض کنه...
امیدوارم همیشه خوشحال باشی:))
پاسخ:
آره بعد از مادر شدن،یه جهان جدیدی به روم باز شده انگار :)
الهی تو هم همیشه شاد باشی گلسا جون
ای جوووونم موهای دستشووو ^_^
پاسخ:
چه دقتی ! :)
انقدر عشق توی تک تک کلماتت موج میزنه ک هم از خدا میخوام این دستای متجاوزو تو زندگیت پشت هم برکت بده و بیشترش کنه :دی
هم اینه قسمت ماها کنه :پی
هم اینکه خانواده ت پایدار و سرشار از خوشی باشه همیشه
و به وقت این کامنت : عیدت (عیدغدیر) مبارک باشه بهت :))))
پاسخ:
مرسی راضیه جون
الهی به همه آرزوهات برسی
عید تو هم مبارک
منم دقیقاهمین حس هارودارم چون یه جوجه ی یه ساله دارم, انگارحرف دل منوزدین, خداحفظش کنه براتون
پاسخ:
خدا جوجه‌ی شما رو هم براتون نگه داره :)
میشه یه پست بزاری و راجع به این موضوع بنویسی که قبلا نظرت راجع به بچه داشتن چی بود، چه احساسی داشتی و الان که کوچولوتون کنارتونه این احساسات چه فرقی کرده؟ یه کوچولو اشاره کردی *متجاوز کوچولو* تجربیاتت برای خیلی ها خوبه مسلما.
پاسخ:
اینکه قبلا نظرم چی بود فکر کنم تو وبلاگ سابقم هست
Khatoonnn.blogfa.com
http://hedikhatoon.blog.ir/post/38
هدیه بعد از هر پستت اینجا یه اسپند دود کن برای خود و خانوادت :/
پاسخ:
لطف داری :)
  • قاسم صفایی نژاد
  • ان شالله همیشه سلامت باشه
    پاسخ:
    ممنونم  :)
    یهو دلم لرزید دلم خانواده خواست و یه متجاوز کوچولوی شیرین
    پاسخ:
    منم دعا می‌کنم همه‌ی اینا به‌موقع‌ش نصیب همه آدما بشه :)
    با یه سوال خاله زنکانه آمدم
    هدی تو چ کرم ضد چروک و دور چشم و ابرسانایی میزنی؟؟؟
    پاسخ:
    ضدچروک که الان زوده استفاده کنیم D;
    ولی برای دور چشم ضدآفتاب درمدن dermeden استفاده می‌کنم که البته ضدچروک و آبرسان هم هست. اینو دوستم که داروسازه بهم معرفی کرد و خیلی راضی‌ام. 
    چجوری میتونه این همه دلبر باشه واقعا؟ :*
    پاسخ:
    لطف داری :*
    سلام :)
    چقد دستاش شبیه دستای خودته 😍
    ناخوناش💜
    خیلی دوس داشتم متنو🌺🌸🌺
    پاسخ:
    مرسی :*
    آقا تا نوه نمی تونم صبر کنم:دی!
    پاسخ:
    : b
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی