میرزاده خاتون

دراز کشیده کنارم. پاهای کوچیکش رو بلند می کنه و محکم می کوبه به تشک.  غلت می زنه روی شکمم و صورتش به صورتم می‌چسبه. نفسش رو بو می کنم و مست می شم. می بوسمش. کتابی رو که می خونم کنار می‌ذارم و فکر می کنم که هرگز هیچکس نمی‌تونه به اندازه‌ی من دوستش داشته باشه. می دونم که این حقیقت داره. حالا که مادر شدم این رو می‌دونم. یادم می‌یاد روزهای تند عاشقی رو که فکر می کردم هرگز زنی نمی‌تونه این اندازه که من امیر رو دوست دارم، دوستش داشته باشه. فکر می کردم که این حقیقت داره. حالا ولی می‌دونم که اشتباه می‌کردم.  زنی هست که بیشتر از من دوستش داشته؛ مادرش. ‌
شاید الان دارم برای اون زن دیگه می نویسم. اون زنی که روزی پسرم رو در آغوش خواهد گرفت و نخواهد دونست که من چطوری برای لحظه لحظه‌ش عاشقانه انتظار کشیدم. به دنیا اومدن. اولین خنده. تکون خوردن. حرکت کردن. غذا خوردن. دندون درآوردنهای بی پایان. راه رفتن. عشق .عشق. عشق. اما اون زن حتمن فکر می‌کنه که پسرم رو بیشتر از من دوست داره. بذار فکر کنه که حق با اونه. منم روزی همینطور فکر می‌کردم و با این فکر ،عشقم رو تو قلبم به بالاترین جایگاهِ هستی رسوندم و امیر رو از هرکسی بیشتر دوست داشتم..دارم. 
اون زن هم روزی مادر خواهد شد. اونم اون روز حقیقت رو خواهد فهمید. 
  • میرزاده خاتون

نظرات  (۲۳)

میشه من عروستون بشم؟ اخه مادر شوهر اینقدر با کمالات‌؟؟ :دی
پاسخ:
چرا نمی‌شه. مشخصه عروس فهمیده‌‌ای هستی D;
سلام هدیه جان
ای جون دلم قوبون خودش و پاهاش .
بله درسته هیچ کس به اندازه یه مادر نمیتونه عشق بده .

پاسخ:
سلام. مرسی :)
عشق فرزند به مادر
مادری که عاشق فرزندشه
قشنگ ترین عشقای دنیان
مادر شاید قشنگ ترین حسی باشه که خدا به زن ها داده ..
پاسخ:
شاید نه، حتمن :)
و خدا برات حفظش کنه و سایت بالاسرش باشه 
نوه هاتو عروس داماد کنی مامان گلی *_*
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
 به به ! چه پاپا‌های قشنگی ! چه پست خوبی ! از اون نوشته‌ها که بعد از تموم شدنش هی بر می‌گردی و جملاتش رو از نو می‌خونی و با خودت تکرار می‌کنی !
سایه تون بر سر جوجه کوچولو همیشه مستدام:)
پاسخ:
قربونت :)
واقعا همینطوره که میفرمایید
چقدر زیبا توصیف کردید
پاسخ:
مرسی :)
ای  بابا :)))
یه انگیزه داشتم برای ازدواج ک کشف ی سری رازا باشه اونم هی داره فاش میشه
من از خیلی وقت پیششششششش میدونستم ک هیچ کسی قدر مادر نمیتونه فرزندش رو دوست داشته باشه نه همسرم مثل مادرم من رو دوست خواهد داشت ن من مثل مادرش دوستش خواهم داشت
فعلا ن مردی تو زندگیمه و مسلما نه بچه ای ... :/
میشه لطفا صورت نمکی کیان تو عکسا باشه قول میدم چشمش نزنیم!!!
تو پستی ک امیر نوشته بود صورتش نبود من گفتم صورتشم بزارین تو پست بعد امیر تو گذاشتی فک کردم دیگه میزارین!!!
پاسخ:
http://bayanbox.ir/view/523585264976494722/CAM-5312.jpg 

    زیاد از دوربین خوشش نمی‌یاد
آدم وقتی یکیو با تمام وجودش دوست داره فکر می‌کنه هیچ کسِ دیگه‌ای نمی‌تونه اون آدمو انقدر که این دوستش داره دوست داشته باشه؛ ولی در واقع درستش اینه که بگیم اینه که نمی‌تونه هیچ کس رو به اندازه‌ای که اونو دوست داره دوست داشته باشه. فکر کنم یه کم پیچیده گفتم :|
پاسخ:
خیالت راحت. فهمیدم چی گفتی :)
هدیه ی سوال دیگه با این شلوار گرمت نمیشه؟!!!
من الان ک دیدم گرمممم شد :b :))))
پاسخ:
نه خونه‌مون خیلی خُنکه :)

اون زن هم روزی مادر خواهد شد.کاش اونم اون یه روز حقیقت رو بفهمه.



پاسخ:
:)
چقد حسای خوووووووب بود این تو :-*

در ضمن روزتونم مبارک خانوم آقای دنتیست مهربون 
اول شهریور روز پزشک  :-*

بخدا چند روزه هی منتظرم اول شهریور بشه بیام اینجا تبریک بگم امروز داشتم حضور غیاب میکردم پرسیدم چنده شاگردام گفتن سی م گفتم بیام همین امروز بگم شاید نباشم اولش ^_^
پاسخ:
عزیزمممم ^-^ مرسی از تبریکت
جون به دوتا تون. کپلک مبخورمتتتتا خطاب به کیان
پاسخ:
قربونت :)
شلوارت خیلی بامزه ست..دوست داشتم مدلشو
پاسخ:
 :)
چقد خوب بود... چ حس خوبی ه ....


+چه جوراب بانمکیه (*__*)
پاسخ:
قابل نداره : d
من هم دقیقا بعد از بچه دار شدن و چشیدن شیرینی ها و سختی های بچه داری، بسی بیشتر تونستم مادر همسرم و حساسیت هاش رو درک کنم.
پاسخ:
آره خب در شرایط یکسان درک متقابل اتفاق میفته :)
وایییییییی ممنون
چقددد بامزه ستتتتت اخه
فندوقققققققققققققققق
ی گاز با لب رو لپاش و قبقبش(?) دردش نمیاد فقط طعمش میره تو دهن ادم امتحان کردی؟؟؟؟؟انقد خوبه
پسرا اکثرا از دوربین فرارین پسرای خانواده ما هم همینن:)))
کیان از اوناست ک اول چشم بوده بعد دست و پا در آورده؟!*)
پاسخ:
تا سه ماهکی نمی‌ذاشتم هیچکس صورتش رو ببوسه ، حتی خودم و باباش هم بیشتر دست و پای کوچولوش رو می بوسیدیم. ولی الان که بزرگتر که شده اشکال نداره :)
  • قاسم صفایی نژاد
  • واقعا آدم تا خودش پدر و مادر نشه، نمی‌فهمه پدر و مادرش چه مدلی دوسش دارن.
    خیلی حس عجیبی هست که تا تجربه نشه فهمیده نمیشه
    پاسخ:
    همینطوره
  • قاسم صفایی نژاد
  • این پست شما در کانال تلگرامی بلاگرها بازنشر شد

    https://t.me/blogerha
    پاسخ:
    از لطف شماست :)
    همیشه فکر میکنم بچه ام رو از کسی که دوسش دارم کمتز دوست دارم .
    پاسخ:
    واقعن نمی‌دونم کدومشون رو بیشتر دوست دارم. مادر شدن یه اتفاق عجیب و غریبه با کلی احساس متفاوت که فقط باید تجربه کنی تا بدونی چی می گم :)
    عزیزمم... چشای مشکی با موهای روشن :) خیلیییی خوووبه *--*
    از اون پسر خوشگلاس ک بعدنا هرجا بره  همه دخترا پشت سرش غش میکنن D:
    پاسخ:
    قربونت ^_^
    هدیه شما زایمانت بی درد بود؟
    اسپاینال یا اپی دورال ؟
    پاسخ:
    اپی دورال بود عزیزم :)
    مامان بودن حس خاص و عجیبیه ..منیکه تجربه نکردم نمیتونم درکش کنم  
    اما ادم این پاهای کوچولو رو میبینه دلش غش میره :)

    از طرف من اقا کیان خوشگله رو ببوس :)
    عاشقانه های مادر پسری تون همیشه مستدام :)
    پاسخ:
    مرسی. امیدوارم یه روزی که وقتش برسه این حس قشنگ مادری رو تجربه کنی :)

    سلام

    خیلی متنت عالی و زیبا بود

    من بی نهایت عاشق بچه ام:) خدا حفظتون کنه

    پاسخ:
    ممنون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی