میرزاده خاتون


وقتی با خودش تنهاست اصلن زیر گریه نمی‌زنه،بلکه صداهای نامفهومی از خودش در میاره و این کار دقایق زیادی طول می‌کشه. صداها اینطوری هستن: ای..ای...ایییی...آغوم...ایییی...ایییی... بعضی وقت‌ها هم یه جمله می‌سازه. آقانی قاقونی قانی! 


دستاش رو تقریبن تا مچ توی دهانش می‌بره و لباس و پتو و عروسک و... هم در امان نیستن. هرچی دم دستش باشه تا جایی که بتونه به دهانش می‌بره !

غلت زدن رو یاد گرفته و تا روی زمین می‌ذاریمش به شکم می‌چرخه و شروع به داد و بیداد می‌کنه. اگه دوباره رو به پشت برگردونیمش، بازم بر می‌گرده و دوباره شروع می‌کنه به جیغ زدن !

چند شب پیش که مهمون بودیم، برای اولین بار غریبی و ترس رو به نمایش گذاشت. ساعت اول ورودمون که هنوز جمعیت کم بود،  با تعجب به اطراف نگاه می‌کرد، گاهی هم می‌خندید. تا اینکه فضا شلوغ شد و همه مهمونها اومدن. امیر بغلش کرد و روی دست نگه داشت و با صدای بلند شروع کرد به قربون‌صدقه، صدای خنده‌ها هم از اطراف بلند شد... که یهو کیان بغض کرد و زیر گریه زد. گریه‌ای که تمومی نداشت. آروم می‌شد و باز بغض می‌کرد.  یه ساعت وضع همین بود تا اینکه بالاخره آروم شد. با دیدن رنگ‌های روشن و نور زیاد اتاق و خانمای خوشگلی که بوسش می‌کردن، گل از گلش شکفت و لبش به خنده باز شد D:

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۴)

ای جونم :))))
با تاخیر خیلی زیاد تبریک میگم مامان شدنت رو. ایشالا خدا حفظش کنه واستون :*
پاسخ:
ممنون نگار جون :)
هزار ماشالا
خدا حفظش کنه
پاسخ:
سپاس :)
ای جانم:) :*
خدا حفظش کنه
ماشالله:)
پاسخ:
مرسی :)
خب پیشنهاد خوردنشو نمیدم !
پیشنهاد میدم از تمام این لحظاتش فیلم برداری کن وقتی یکم بزرگتر شد به خودش نشون بده بشین قیافه شو ببین اون موقع اگه دلت خواست میتونی بخوریش😂

تجربه ش دارم که میگما !
اختلاف سنی من و برادر کوچیکم حدود ۱۶ ساله :/ (یکی نبود بگه مادرمن؛پدره من درسته شماها اون موقع هنوز سی و چندسالتون بود ولی فکر منم میکردید!دوسال اول فک میکردن پسره منه بوخودا :| بغض گلومو گرفت یه لحظه )

از اولین بار که سرپا ایستاد و تلپ با ماتحتش خورد زمین و شوکه شد
از اولین بار نشستنش
از اینکه توی ۸ماهگی گریه های وحشتناک سرمیداد تا دوغ بخوره و وقتی بهش دوغ میدادیم به معنای واقع کلمه از شدت ذوق بال بال میزد!!!!!!
از اینکه لحظه اذان با بهت خیره میشد به تلویزیون و چاردست و پا میرفت سمتش و مثل کیان اصوات نامفهوم درمیاورد 
و اینکه چطوری از همون ۶ماهگی با بیرحمییییی فراوان موهای خواهرمو میگرفت توی چنگشو میکشیییییید که جیغ بزنه و این میخندید (خنده های شیطانی تو چشاش موج مکزیکی میزد :دی)

خلاصه که فیلم تمام اولین هاشو داریم ما 
الان نشونش که میدیم زیر بار نمیره .میگه این وحشی منم؟ 😒فک میکنه الان خیلی آرومه😂

خلاصه که خیلییییی کیف میده
مادری م من الان برا خودم 😊
پاسخ:
خدا حفظش کنه براتون و شما رو برای اون :)
فیلم ازش می گیریم ولی نه از همه‌ی لحظات ! 
البته خودم نوشتن رو بیشتر دوست دارم. معتقدم نوشته ها موندگارتر از فیلم ها و عکس ها هستن و بهتر می‌تونند حس آدم رو منتقل کنند.
ای جانم ^_^ ماشاا... بهش...
کم کم راه میفته و دیگه از کنترل خارج میشه :))
پاسخ:
قربونت :*
همین الانم غلت زدنش از کنترل خارجه D:
وااای این از الان خوشگل پسنده ما زشته چیکار کنیم پس :)))))
پاسخ:
تو خوشگل‌ترینی ؛)
این جوجه شما یکی از انگیزه های من شده برای بیشتر توجه کردن و دوست داشتن بچه ها..
خدا حفظش کنه..
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
عزیز دلم خیلی خیلی دوسش دارم مثه نوه های خودمون قربون صدقش میرم خدا برا همدیگه حفظتون کنه
پاسخ:
قربون شما :)
  • سارا(مشکله لثه:-D)
  • سلااام خانم دکتر عززیز هزار ما شاءالله واقعا به آقا کیان عززززیزدلم:-*
    ما اسم بچه های خیالی مون رو که چهار تا هم هستن اونم چهار قلو گذاشتیم چاقالوها بعد من وقتی عکس آقا کیان رو نشون همسرم میدم میگم ببین دوسته چاقالوها رو :-P چه جیگری شدهO:-)O:-)O:-) همسرمم ذوق میکنه با دیدن عکس ها 
    خدا حفظش کنه براتون:-* 
    پاسخ:
    سلام سارا جان
    ممنونم از مهربونیت :)
    چه جوجه خوشمزه ای.
    به همسرم عکسشو نشون دادم کلی ذوق کرد
    پاسخ:
    قربونت :)
    ایشالا قسمت خودتون بشه
    بچه فقط اونجاش که می‌بینی دراز کشیده و
    در یک حرکت انعطافی انگشتای پاشو انداخته تو دهنش^_^
    لامصب تهِ امید به زندگیه 
    پاسخ:
    بطور کلی با انگشتای پاش زیادی درگیره
    ای جوونممم
    پا گذاشتن به دنبای بزرگ تر برای بچه ها اولش استرس زاست
    محبت و که ببینن لبخندشونو نشون میدن [قلب]
    همش ب شادی باشه لحظه هاتون :*
    پاسخ:
    تو خونه فقط من و باباش رو می‌بینه برای همینم عادت نداره به سر و صدا و شلوغی :)
    خدا بچه هاتو زیاد کنه مادر :دی

    در آینده ای نه چندان دور شاهد شهیدشدن زیباترین لوازم ها و مجسمه هاتی :پی

    مورد داشتیم هفته اول که سوار روروئک شد شیشه رو آورد پایین :/

    هزار ماشالله در آقازاده ی محترم هم همچین پتانسیلی رویت میشه 😂
    پاسخ:
    فدای سرش D;
  • قاسم صفایی نژاد
  • خدا برای هم حفظتون کنه
    پاسخ:
    ممنون.و همچنین :)