میرزاده خاتون

کیان هر روزش با دیروز فرق می کنه. هر روز بعضی از حرکات دیروزیش رو انجام نمی‌ده و بجاش حرکات جدیدی انجام می‌ده. هرروز دلم برای دیروزش تنگ می‌شه و در عین حال با ذوق نگاه می‌کنم که ببینم چه کارهای جدیدی می‌خواد بکنه. این دفعه که 5-6 روزی خونه‌ی مامانم اینا بودم جوجه کاملن می‌فهمید که محیطش عوض شده. مخصوصن دوری از تابلوی نقاشی دلفین‌ها براش سخت بود(اگه نمی دونین در مورد چی حرف می زنم یه تک پا بیاین خونه‌ی ما! می فهمین!!:b ) دیروز که اومدیم خونه، بچه‌م یه جوری اطراف رو نگاه می‌کرد که انگار می‌دونه برگشتیم خونه. موقعی که داشت بی‌تابی می‌کرد و بغلش کردم، یه‌ دفعه تابلوش رو دید و کلی ذوق کرد. خلاصه داره کم کم برای خودش شخصیتی پیدا می‌کنه بچه مون! ^_^

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۲۳)

  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • بچه هایی که دلفین دوس دارن، خیلی مهربونن
    پاسخ:
    مهربون و شیطون :)
  • سِناتور تِد
  • بهش میگن تکامل : )
    امیدوارم سلامت باشه همیشه
    پاسخ:
    مرسی :)
    سلام
    خب یه عکس از تابلوش بگیرید بذارید اینجا..البته اگه زحمتی نیس
    پاسخ:
    فکر کنم تو وبلاگ امیر عکسش هست. توی پستی که سفرنامه‌ی کیشه :)
    تا دیروز صاب سوسمار بود حالا صاب دلفین :))))
    پاسخ:
    صاب همه چی :d
    چه روزهای هیجان انگیزی ^___^
    پاسخ:
    البته اگه بی‌خوابی‌هاش رو فاکتور بگیریم :d
    سلام هدیه جان 
    رسیدن بخیر .
    ای جون دلم قشنگ درک میکنم لنا هم چندماه اول خونه ما بود میرفت خونه خودشون که به اون‌محیط آشنا بشه یا مهمونی یه جوری اطرافو نگاه میکرد ولی همین میومد خونه ما کلی ذوق میکرد و‌میخندید .
    ببوسش گل پیسل رو 
    پاسخ:
    سلام عزیزم. آره الان دیگه هم ما رو می‌شناسه ،هم خونه‌ رو :)
  • نفس نقره ای
  • این که ما نمیتونیم لپشو گاز بگیریم ^_^ اصلا عادلانه نیست :)
    پاسخ:
    موافقم :d
    سلام
    خدا حفظتون کنه برای هم:)
    ساعت کاری شما رو نمیدونم دقیق چه طوریه، ولی برای ما که طولانیه، الان حس میکنم خیلی کم تغییرات دردونه رو متوجه میشم، و این جزء بزرگترین حسرتهامه:(
    راستی پستهای اخیرت حسابی جییییییگره، ببوس از طرف ما جیگر اصلی رو:*

    پ.ن. آدرس نداده، مهمون دعوت میکنی:دی
    پاسخ:
    سلام. من فعلن ساعت کاری ندارم 
    قدم شما روی چشم :)
    خب عکس تابلوشو میذاشتین سلیقه ش دستمون میومد :)
    پاسخ:
    فکر کنم تو وبلاگ امیر عکسش هست. توی پستی که سفرنامه‌ی کیشه :)
  • شیمیست خط خطی
  • عزیییزم، چه پسر نازی دارید هدیه جان :)))
    خیرشو ببینید ^_^
    پاسخ:
    مرسی :*
    ای جااااااان به هوشش :*
    پاسخ:
    :*
    آخی عزیزم
    پاسخ:
    :)
    یعنی این «کیان» که می گی موهای تن من سیخ سیخ می شه بس که بچه آبجیم (یه کیان سه سال و نیمه) شر و تخسه! D:
    یعنی یه روزی میاد که آقا کیان شما هم مثل آقا کیان ما در جواب مادر بزرگش که می گه میای شیطونی می کنی پس نمی خواد بیای خونه ما، خواهد گفت: «قول می دم شیطونی نکنم فقط بدو بدو می کنم» :))
    پاسخ:
    ای جااان ^_^
  • رحیم فلاحتی
  • سلام
    خدا حفظش کنه !
    امیدوارم چندماه دیگه به امید خدا دندون درآورد گوشه چشمتون برق نزنه :)))
    آرامش تون برقرار باد !
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون :)
    وااااای اون غکس بالا چقدر پر از ارامشههههههدلم نی نی خواسسسسس ....
    [قلب]
    پاسخ:
    :)
  • بانو ف تک نقطه
  • چه مردی شده پسرت هدیه*______*
    پاسخ:
    مرد کوچولو البته :d
    هدیه فقطططططط یه گارزززرززززز از دستششش
    ماشاالله ماشاالله
    چقددددد تپل نرم پنبه لپی
    چند کیلو بود کیان؟؟
    خب عزیزم اصلا تعجب نداره میگفتی خیلی اضافه کردی
    ماشاالله کیانیه برای خودش کیان
    پاسخ:
    مرسی :)
    چهار و دویست :b
    چه هربار چهرش تغییر می کنه :* اصن یه حس خاصی به این بچه دارم جلو چشمم داره بزرگ میشه :))
    فقط می تونم بگم خدا حفظش کنه :)
    پاسخ:
    ممنون :)
    ماشاالله عجب جوجه ی بانمکی :)

    خدا حفظش کنه 
    پاسخ:
    مرسی :)
    هدیه جون؟! دیگه ما رو ندوست؟!😔
    دیگه نمینویسین؟! دلمون تنگ شد به خدا😢❤️❤️
    انشاالله همیشه سلامت باشین🙏🏻🙏🏻 ببوسین گل پسر رو😍😍 😘😘
    پاسخ:
    منم دلم برای اینجا و شماها تنگ می‌شه ولی فرصت نمی‌کنم بیام :(
    سلام هدیه جان...
    خوبین؟...
    خودت نی نی و اقای دکتر
    نگرانتون شدم انشالله ک هرجا هستین شاد و خوش باشین کنار هم [قلب]
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    ممنون از احوالپرسیت دوست خوبم
    یه جک دندون‌پزشکانه دیدم یاد تو افتادم :دی


    رفتم دندونپزشکی 
    معاینه کرد پرسید چن وقت یبار میزنی
    گفتم مگه رو دندونم تاثیر داره؟
    گفت مسواک رو گفتم،
    بعدشم پرتم کرد بیرون😕

    با اینکه پول پارو میکنن ولی بازم بی‌اعصابن
    پاسخ:
    D: واقعن رفتارش با بیمار مناسب نبوده : b
    هدیه جون خوبی؟
    عزیزم چند وقتی ننوشتی دلم برای از کیان خوندن تنگ شد
    پاسخ:
    مرسی ^-^
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی