میرزاده خاتون

وقتی به زایمانم فکر می کنم ناخودآگاه یاد این موضوع هم می‌افتم که اگه زنده نمی موندم زندگی چطوری می‌شد … یا امیر چی کار می‌کرد یا پسرم؟ اون‌وقت میشینم و یه فصل برای مرگ خودم و یتیم شدن پسرم و تنها شدن شوهرم اشک می ریزم! فکر می کنم که چه‌کسی نصفه شبها با صدای کیان بلند می‌شد و چه‌کسی نوازشش می کرد ؟ احتمالن یه تخته‌م کمه که هی میشینم از این جور فکرها می‌کنم یا اینکه عوارض دوری از محل کاره! یکی دو روزه که کم کم دلم می‌خواد برگردم سر کار … ولی دلم می گیره وقتی فکر می کنم که اگه من سر کار برم چه‌کسی صبحها سر حوصله با جوجه‌م بازی می‌کنه و موقع عوض کردنش غش غش می خندوندش و براش شعرهای مسخره می‌خونه؟ و موقع خوابهای بعد از ظهر چه کسی جوجه‌م رو روی دست خودش می خوابونه؟ اون‌وقت دلم می‌خواد هیچ وقت سر کار نرم. همیشه هی بشینم و چشمهای کیان رو نگاه کنم که حالا کم کم داره مثل چشمهای من قهوه ای می‌شه….

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۴)

  • آندرومدا :)
  • کیان ^^
    پاسخ:
    :)
  • هولدن کالفیلد
  • حالا تا حد فکر کردن اوکی، ولی خدایی گریه :| :| :|
    پاسخ:
    دیوونه‌م :d
    ان شاالله همیشه و همیشه سایه ات بالای سر خانواده ی کوچیکت باشه...
    فدای چشمای قهوه ای این موش موشک :)
    پاسخ:
    مرسی :)
    انشالله که همه بچه ها تا همیشه زیر سایه پدرومادرشون بزرگ بشن و ازدواج کنن و خودشون بچه دار بشن، و پسر شما هم...منم شدیدا موافقم با این تیکه آخر نوشته ت، هیچ کار کردنی؛ هیچ درآمدی نمی ارزه به تنها موندن یه فسقلی پیش کس دیگه ای جز مامان خودش.
    پاسخ:
    ایشالا :)
    هدیه جون لطفاً این فکرا رو از سرت بیرون کن،لذت ببر از لحظه های خوشی که با جوجه کوچولو داری:)

    پاسخ:
    حتمن :)
    عزیییزم ^_^
    فعلا نرو. من فک کنم اگه بچه دار بشم تا یک سالگیش نرم... شیرین ترین قسمت بچه داری همین جاشه...

    بوس به تو و کیان :*)
    پاسخ:
    یه سال خیلی زیاده‌ها : d
    بوس به تو ^_^
    سلام تبریک میگم تولد پسر گلتون رو. کم کم وابستگیتون بیشتر میشه و سرکار رفتن سختتر. هدیه جان اینا علایم افسردگی بعد از زایمان هست امیدوارم فقط این رفتارا براتون عادت نشه که خیلی سخت میشه ترکش کرد کم کم خنده جاشو به نگرانی هایی از این دست میده و وقتی به خودتون میاید که کلی از چیزی که بودید دور شدید. به فکر تفریح و کارتون هم باشید موفق باشید عزیزم.
    پاسخ:
    سلام. مرسی از راهنماییت :)
    انشاالله خدا همیشه خانواده ى قشنگتونو حفظ کنه براى هم🙏🏻🙏🏻❤️🌸❤️
    اى جووووونم قربون چشماى قشنگش که داره قهوه اى میشه😍😍😍❤️❤️❤️😘😘😘
    پاسخ:
    ممنوووون
  • میس تیچر
  • عزیزممممم❤❤
    من مطمنم یه روزی کیان حتمن ب داشتن همچین مادری افتخار خواهد کرد 😘😘😘
    پاسخ:
    مرسی دوستم
    فک کنم این هورمون های مادرونه هم به بالانس برسن...
    😚
    سلام هدیه جون .
    دور از جون .خداروشکر خودت و جوجه سلامتین .
    هیچ کس جز مادر و‌پدر مخصوصا مادر  این‌همه عشق و محبت نثار بچه نمیکنه .
    آقا کیان که حسابی دل ما رو‌برده چه برسه شما که مادرشی و پیشش .
    ببوسشششششش  زندگی رو 
    ب این فک کن اگه هنوز مامان نشده بودی و این نی ه ناز و نداشتی چجور میتونستی انقد همه ی روز ذوق کنی؟....  بعدشم ی لبخند بزن چشماتو ببند محکم روی ماه خدا و ببوس[قلب]

     
  • گیسو کمند
  • آخی...ولی حداقل تا دوسالگی فقط برای کیان باش.

    دو سال اول زندگی خیلی حساسن بعد از دوسالگی با خودت ببرش سر کار تا از همون اول به دندون پزشکی علاقه مند بشه ( ^_^ )

    پاسخ:
    دوسال که نمی‌تونم صبر کنم. طرحم دیر می‌شه :(
    هدیه ی اهنگ بود قهوه چی قعوه بیار اسم خواننده اش یادته؟ تو پیجت گداشتی بودی
    پاسخ:
    یادم نمی‌یاد  :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی