میرزاده خاتون

خودم هم قبول دارم که این روزها کمرنگم! اما خب دلیل واضحی داره. جوجه اصلن به کمتر از تمام وقتِ من رضایت نمی‌ده! از صبح که بیدار می‌شیم با امیر پاورچین پاورچین از اتاق خواب بیرون می‌ریم تا بتونیم وعده‌ی صبحونه دو نفره‌یی به سبک قدیم‌مون بخوریم که بیشتر وقتها پسرمون وسطش بیدار می‌شه و باز یکی از ما باید بلند بشه. غذا خوردنهای دو نفره‌ی طولانی جایِ خودش رو داده به غذا خوردنهای شتابزده و بعضی وقتها تنها، در حالیکه یکی‌مون جوجه رو بغل کرده و راه می‌ره ،‌ اون‌یکی صبحونه می‌خوره.  

با وجود سختی‌های بچه داری ، با تمومِ بی‌خوابیها و دل‌نگرانی‌ها و دور شدن از زندگی عاشقانه‌ی دو نفره، صبحهایی که زودتر از خواب بیدار می‌شم و صدای نفس‌های مردهای خونه‌م رو می‌شنوم، با هر دم و بازدم‌شون عاشق‌ترشون می‌شم. مرد بزرگ خونه ،همون مرد خوابالوی سابق که حالا با هر صدا زدنی آماده‌ی همکاری با منه و چشم‌هاش رو با لبخند به روی ما باز می‌کنه. و مرد کوچولوی خونه که بامزه‌ترین اتفاق زندگیه و وقتی گیج بی‌خوابی در آغوشش می‌گیرم فکر می‌کنم بهشت باید مثل تجربه‌ی این لحظه باشه و بس. ^-^

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۱۶)

  • جولـ ـیک
  • کمرنگ باش بابا، نیکی کیان مهم تره:دی
    یاد همه روزایی که ملت بچه شونو میسپردن به من منو از کار زندگی مینداختن افتادم:)) همه ش کابوس اینکه یه روز بچه خودمم همینطوریه باهامه :| کابوسه واقعا؟ :-؟
  • گیسو کمند
  • خدا همتونو برای همدیگه نگه داره. (انشاءالله گفتن حضّار) :*

    حداقل میشه این کمرنگی رو با عکسهای جوجه جبران کرد...نمیشه؟

    عزیزم.... ^_^
    چقد قشنگین شما ^_^

    خدا حفظتون کنه الهی برا هم :**)
  • نفس نقره ای
  • ای جان ^_^ ببوس اون کوچولوی خوشمزه رو از طرف منم 
    فقط میتونم بگم ای جان . امیدوارم همه دخترا ی تجربه اینجوری داشته باشن
    انشالا خدا حفظشون کنه
    و همه تون همیشه سلامت باشین
    چه باحال گفتی؛ مردای خونه.
    پس کارم فعلا بی کار، واقعا دیگه وقتی نمی مونه.
    راستی عطف به اون پست چند وقت پیش، دلت برای دونفره بودن تنگ شده تا حالا، از وقتی نی نی اومده؟
  • قاسم صفایی نژاد
  • کمتر از دو سال دیگه باهاتون میشینه سر میز، و مجبورید باهاش 2 ساعت غذا بخورید و از کندی غذا خوردن خسته میشید نه از شتابزدگی. تازه باید به جفتتون هم غذا بده همون کوچولو. البته بچه من دختره، بعیده پسربچه انقدر مهربون بشه ;)
  • بانوچـ ـه
  • ما را به رونمایی از عکس های جناب ِ کوچولویتان دلخوش کنید :دی
    عزیزم (^-^)
    چه متن روح نوازی بود ممنون:)
    با هرجمله از این نوشته انرژی مثبت فوران میکنه ...

    کم رنگ بودنم خوبه ... خیلی بهتر از نبودنه

    مرسی ک هنوز اینجا میای[قلب]

    باز هم از جوجه ی نازتون عکس بذار[خواهش اینا]
    منکه معتقدم این فسقلی ها شامه ی قوی ای دارن . عطر نون عطر غذا عطر هر چیزی که خوردنیه رو به خوبی میشناسن و در اوج ِ خواب که باشن همچین لحظاتی وجودشون کلهم آلارم میده :))))))))))))))
    مردهای خونه م....چه تعبیر بامزه و قشنگی..
    خدا حفظشون کنه برات هدیه خاتون...
  • نار خاتون
  • شیرین...:)
    سلام هدیه خانوم آره کلا بچه وقت گیره درمورد عکس جوجو باید بگم اگه دختر بود باااید مماغشو عمل میکرد ای قربونش
    عزیزم... 
    تبریک می گم بهت هدیه جان، عکس جوجتم دیدم خیلی خوردنیه:٭
    خدا حفظش کنه واست
    انشاالله گل پسرت زیر سایه شما و پدرش زندگی شاد و سلامتی داشتهباشه
    پاسخ:
    مرسی عزیزم (:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی