میرزاده خاتون

مامان رفت. توی این چند روز یه عالمه حرف زدیم. از کجا؟از همه جا. کلی هم برام غذا و ترشی و مربا درست کرد که توی ماه های آخر بارداری بی غذا و ترشی و مربا نمونم و نزام! و چقدر فرق می کنه غذای دستپخت مامان با غذای دستپخت من. تازه مامان ها تنها آدم هایی هستن که فوت های کوزه گری شون رو صادقانه و مجانی به بچه هاشون یاد میدن ،ولی باز هم دستپخت خودشون یه چیز دیگه س. و چقدر خنده م می گیره از اینکه امسال منم مامان می شم . نمی دونم چرا ولی مثه شوخی می مونه . یعنی همه ی مامان ها همینجوری بودن اولش؟ احساس می کنم مثه مامانم نیستم . یعنی اگه اون مامانه پس من چی ام ؟ احساس می کنم هنوز به اون حد از فداکاری و مهربونی نرسیدم و نکته ش اینجاست که هیچ وقت هم دلم نمی خواد که اونقدر فداکار باشم . دلم نمی خواد با بچه دار شدن، خودم رو یادم بره و از همه چیزم بگذرم . من دوست دارم بچه م همیشه شاد و سالم و موفق باشه و برای اینکه به اینا برسه هر کمکی بتونم بهش می کنم ولی توی تصوراتم این نیست که با اومدنش کار و زندگی و ورزش و تفریح برای من تمومه. امروز صبح، لحظه های آخر خدافظی با مامان خیلی بهم سخت گذشت و  بغض توی گلوم وول می خورد. بعد که مامان رفت امیر پیشنهاد داد بریم گردش و رستوران همیشگی ناهار بخوریم. یه کمی حالم عوض شد ولی خوووب نه. خونه که رسیدیم بغضم ترکید. انگار رفتن مامان این بار تو چهارسال گذشته برام سخت تر از همیشه بود. معلوم شد که این روزها دل نازکتر از همیشه هستم.
  • میرزاده خاتون

نظرات  (۲۲)

  • ملکه بانو
  • مطمئنا ماها مثل مادرامون از همه چیمون نمی گذریم، ولی انقدر از خودگذشتگی خواهی کرد که گاهی خودتم تعجب می کنی.
    پاسخ:
    تو الان مادری. پس حتمن بهتر می دونی (:
  • اسپریچو ツ
  • ایشالا خیلی زود همه اینا میشه یه خاطره خوب(((:
    پاسخ:
    خودم هم همیشه همین رو به خودم می گم D:
    سلام مامان خانومی
    فک کنم همه ی مامانا اولش همینجور حس رو دارن 
    :)
    مایی که خوندیم هم جای تو بودیم بغضمون میترکید
    ...
    حتمن که موفق ترین مامانی
    یه بچه ی خوشبخت که خیالش از بابت دندون و درمان دندون و مراقبتای دندونی راحتههه راحته :)
    پاسخ:
    مرسی عزیزم
    حالا فعلن تا 7_8ماهگی بی دندونه بچه م D:
    عزیزم...
    اتفاقا خیلی هم بهت میاد مامانی باشی :*)
    پاسخ:
    مرسی عروس جون ^_^
    منم حس میکنم نمیتونم به اون حد از فداکاری برسم... که بیشتر به فکر بچه م باشم تا خودم
    خدا رو چه دیدی...شاید با اومدن بچه شرایط عوض شد... شاید اونا هم موقع مجردیشون همین حس الان ما رو داشتن
    پاسخ:
    فکر نکنم طرز فکرشون به ما شبیه بوده باشه. زمونه خیلی فرق کرده :)
    سلام هدیه جان
    جاشون سبز .خدا حفظشون کنه .
    پاسخ:
    سلام عزیزم. ممنونم
    سلام... 
    چقدر از این فکر خوشم اومد ک با اومدن بچه نباید کار و علایق و درس و ورزش و در کل خود واقعی رو گذاشت کنار.. 
    گاهی از فداکاریای بیش از حد خیلی از مادرا کفری میشم... مرز بین عشق و فدا شدن رو گم میکنن... واسه یه زن سخته بخواد همه ی جنبه های زندگی خودشو عزیزانشو با هم پیش ببره و این نیاز ب همکاری همون عزیزانم داره... ماها یادمون میره مادرمون ک نشاط و روحیه نداشته باشه دنیا واسه خودمونم رنگ میبازه...
    کاش مادرا، مادرای زیادی فداکار ایرونی یه خورده بیشتر هوای خودشونو داشته باشن.. 
    مادر خانمی دموکراتی میشی.تبریک میگم .. 
    پاسخ:
    سلام. موافقم. داشتن همراه خوب خیلی مهمه. 
    البته مامانهای ما زن های قدرتمندی بودن. با همه سختی ها و مشکلات ،روحیه شون رو هم حفظ می کردن و فضای خونواده رو گرم نگه می داشتن
  • گیسو کمند
  • طبیعیه عزیزم خیلی ها اینو میگن مامان منم وقتی از خاطراتش برام تعریف میکنه هم شبیه این حرفها میزنه.

    درصد بیشتر این احساسات و دلتنگیها مال هورمونه تا بعد چهل روز بچه یا بیشتر هم ادامه داره...

    هنوز بچه رو ندیدی , دستت نگرفتی , بوش نکردی , نمیتونی تصمیم بگیری که میخوای چه طور مادری باشی.

    ولی با حرفهات کاملاً موافقم , من همیشه با خودم فکر میکنم وقتی مادر شدم باید جوری مهربونی و فداکاری کنم که نه خودم ضربه ببینم نه بچه لوس بشه. خیلی از مادرهای دهه چهلی اونقدر فداکاری کردن که الان دیگه توان ندارن. مادر درسته که نماد فداکاری و مهربونیِ ولی مهربونی به خودشو هم نباید یادش بره مخصوصاً سلامتیش...


    پاسخ:
    منم فعلن همه چی رو می اندازم تقصیر هورمون ها b:
    دخترخالم بهم می گفت چرا بچه دار نمی شی؟ گفتم نمی خوام آزادی هام گرفته بشه. جوابش قشنگ بود: گفت مادر بودن اینقدر حس خوبیه که اصلا به آزادی فکر نمی کنی، یه اسارت خیلی دوست داشتنیه.
    پاسخ:
    اسارت کلمه ی قشنگی نیست. 
    چقدر لطیف و مادرانه بوووود😍😢 منم یه لحظه بغضم گرفت جدایى از عزیزان خیلى سخته واقعاً...😢
    پاسخ:
    خیلی سخته
    من مطمئنم تو یه مامان عالی میشی. یه مامانی که هم به خودش میرسه هم به جوجه اش، هم خودش شیکه هم جوجه اش، هم خودش زندگی خوبی داره هم جوجه اش. هدیه جون اینها رو بدون تعارف میگم...
    پاسخ:
    قربونت برم که انقدر انرژی مثبتی (:
  • گیسو کمند
  • میخواستم بپرسم با وجود دیابت بارداری خرما و شهد خرما رو هم نمیتونی بخوری؟

    پاسخ:
    حالا چرا خرما؟ من زیاد خرما دوست ندارم D:
  • گیسو کمند
  • آخ یادم رفت سوالمو کامل کنم منظورم این بود که بعد از فارغ شدن هم نمیشه خرما و شهدشو بخوری؟
    سلام هدیه جان. یه سوال دندان پزشکی داشتم. پارسال همین موقع ها دندونی که چن سال پیش عصب کشی شده بود با خوردن چیزای داغ درد زیادی میگرفت. دکتر برام عکس نوشت ولی هیچی نبود.گفت برو انقد به دندونات گیر نده:/ امسالم اینطوری شدم. مشکل از چیه اخه؟البته من سینوزیت دارم ربط داره بهش؟؟ممنون
    پاسخ:
    سلام مهسا جون. دندونی که عصب کشی شده اصولن نباید درد داشته باشه. ولی ممکنه از دندون کناری باشه. یا همون دندون شاید عصب کشی خوبی نداره. چون دردت با چیزهای داغ تشدید می شه احتمال داره عصب یکی از کانال های دندون کامل تخلیه نشده باشه. سینوزیت هم ممکنه باعث درد دندون های بالا بشه ولی دردش به این شکلی که گفتی نیست. من احتمال نمی دم مربوط به سینوس باشه.
    متخصص ریشه دندونمو عصب کشی کرده و چند بار عکس گرفته ازش. دکتر خودمم که عمومیه ولی کارش خوبه فرستاد منو عکس ولی گفت چیزی نیست. موندم چیکار کنم. امونمو بریده:-(
    از عکسم عکس بگیرم شما میتونی تشخیص بدی؟
    پاسخ:
    عزیزم پیش یه متخصص ریشه ی دیگه هم برو و مشاوره بگیر ضرر نداره.
    دیدن گرافی بدون معاینه بالینی برای تشخیص کافی نیست. ولی اگه دوست داشتی بفرست. خوشحال می شم کمکت کنم.
  • گیسو کمند
  • خدا کنه جوجه که به دنیا بیاد به یمن اومدنش برنامه ی کاری اقا امیر هم درست بشه و این روزها خاطره بشن


    پاسخ:
    برنامه ی کاری نیست آخه. دوره ی فلوشیپه و واسه همینم دست خودش نیست برنامه ش :(
    سلام خانوم دکتر جسارت نباشه مهسا جان دیابت داری ؟
    هرچی وبلاگ شوهرت پر محتوا و قشنگ و حرفه ییه وبلاگ تو لوس و بی مزه و سطحی و مسخره ست. 
    این شباهنگ فازش چیه که!!!
    پاسخ:
    این اون شباهنگ اصلی نیست، فیکه :b
    ایهالناس اون شباهنگه تقلبیه
    شباهنگی که من باشم از ارادتمندان وبلاگ نفس عمیق و میرزاده خاتونه :دی

    شباهنگ تقلبی حیا کن
    وبلاگ خاتونو رها کن
    داداچ حداقل علایم نگارشی رو رعایت می‌کردی تو کامنتت
    من به این مقوله حساسم خب
    پاسخ:
    عزیزمی ^_^
    میدونم این اون نیستتتتت
    من دورادور شباهنگ اصلی رو میشناسم
    هدی جان تو نگاه اول ب نوشته هات ب منم حس خوبی دست نداد ی دختر لوس می اومدی و شدیدا خیلیییی شدیدا مغروووووور
    ولی الان نظرم عوض شد. ^-^

    پاسخ:
    مرسی رها جان
  • گیسو کمند
  • چه دسته گلییییی...زیر اون میکی ماوس نینی قایم شده آره؟

    i know that you want to spend your life time loving him*

    *marc anthony tina arena - i want to spend my lifetime loving you

    پاسخ:
    آررره D:
    مرسی از موزیک
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی