میرزاده خاتون

من متنفرم از آدمایی که بعد از هزار سال که با هم تو تلگرام احوالپرسی می‌کنیم فقط سعی می‌کنن تخلیه اطلاعاتی‌ کنن. به جای اینکه بپرسه حال خودت چطوره ، اول می‌گه شنیدم شوهرت سهام کلینیک رو فروخته. حالا چکار می‌کنه ؟ کجا کار می‌کنه ؟ چقدر درآمد داره ؟ و ..... چقدر دلم می‌خواد بزنم تو دهنش و بگم به تو چه آخه . مگه فضولی ؟ اینبار که اصفهان بودم به خاطر اینکه حوصله نداشتم هر جا که می‌رم فقط به سوال‌های بقیه جواب بدم از خیر بعضی دیدارها گذشتم . از همه‌ی ریزه‌کاری های زندگی‌ت می‌خوان سر در بیارن . به نظر من زشت‌ترین سوالی که یه آدم می‌تونه از کسی بپرسه اینه که : " شما درآمد ماهیانه‌تون چقدره ؟ " آخه آدم چی باید بگه ؟ حتی بعضی ها همون پشت تلفن هم می‌خوان کلی از سوالهاشون رو جواب بگیرن . راجع به همه قسمتهای زندگی‌مون سوال می‌کنن. تو شوخی و خنده حتی راجع به مسایل خیلی خصوصی هم سوال می‌کنن . نمی دونم شاید بعضی ها به این سوال و جوابها عادت دارن اما من ندارم. چون خودم اصلن اهل کند و کاو تو زندگی نزدیکترین دوستها و آشناهام هم نیستم. هر کس زندگی خودش رو داره و به هیچ کس هم مربوط نیست .

من دارم سعی می‌کنم ،شما هم سعی کنید برای زندگی اطرافیان‌تون حریم خصوصی قائل بشید . حتی توی یه خونه هم که با کسی زندگی می‌کنید سعی کنید حریم خصوصی اون آدم رو حفظ کنید . برای بچه هاتون ، برای همسرتون ، برای همسایه‌تون ، برای خودتون حتی همیشه یه حریم خصوصی در نظر بگیرید .

اینا رو که نوشتم یاد روزای اولی افتادم که من و امیر مستقل زندگی می‌کردیم . مامانم وقتی با هم تلفنی صحبت می‌کردیم ازم می‌پرسید مثلن امروز ناهار چی دارین ؟ یا مثلن دیشب کجا رفته بودین ؟ و از این جور سوالهای پیش پا افتاده . اما بعد از چند دفعه احساس کردم اگه الان هر روز به این سوالها جواب بدم احتمال بزرگ شدن این سوالها هست با اینکه مطمئن بودم مامانم هم اهل این سوالها نیست یه روز بهش گفتم من خوشم نمی‌یاد شما هر روز ازم بپرسی ناهار چی داری و کجا رفتی و ... مامانم هم گفت : منم خیلی کنجکاو نیستم اما فکر کردم شاید تو دوست داشته باشی برام بگی و تعریف کنی . خلاصه همون موقع این داستان تموم شد و دیگه هیچوقت نشنیدم مامانم یا بابام در مورد مسائل شخصی ما حتی سوالی بکنند مگر اینکه ما خودمون بخوایم راجع به موضوعی باهاشون صحبت کنیم . اینقدر خوبه . اینقدر احساس خوبی دارم که همیشه می‌دونم یه کسانی رو دارم که اگه بخوام می‌تونم باهاشون صحبت کنم اما اگه دلم نخواد مجبور نیستم هیچ توضیحی بدم .


  • میرزاده خاتون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی