میرزاده خاتون

امیر برامون از تبریز سوغاتی آورده ^_^
دیروز نشسته بود پیش بابام،داشت با ذوق و شوق فیلم جراحی هاش رو به بابام نشون می‌داد ، ولی من حس می‌کردم بابام داره چندشش می‌شه :d  آخرش طاقت نیاورد بهش گفت :بابا جان تو به کارت علاقه داری، همه دوست ندارن بخدا D:


+به داداشم می‌گم حیف شد سفرمون کنسل شد. می‌گه اتفاقن الان ارزون‌تر هم شده، می‌تونیم سرراه تخمه آفتابگردون هم بخریم ،کودتا ببینیم!!! :|

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی