میرزاده خاتون

قرارمون با امیر این بود که بعد از سه ماهگی، بارداری من رو به خونواده ها اعلام کنیم. امیر روی قول و قرارمون بود، ولی من طاقت نیاوردم و بعد از یه هفته، تقریبن همه ‌ی فامیلامون تو اصفهان می‌دونستن که ما داریم بچه‌دار می‌شیم:d بالاخره روز عید فطر به مامانش اینا هم گفتیم و اونام خیلی خوشحال شدن. تا دیروز که مادرشوهر اعلام کرد که برام مهمونی تاسیانه گرفته!!!طفلک خواسته بود به آداب و رسوم ما عمل کنه و فکر کرده بود رسم اصفهونیا اینجوریه که باید مادرشوهر برای عروس تاسیانه بگیره. درحالیکه توی اصفهان دقیقن برعکسه،مادرزن برای خونواده‌ی داماد این مهمونی رو برگزار می‌کنه! :| البته که من از این اختلافِ فرهنگی استقبال کردم:d و در همین‌راستا، یه کادوی خوشگل هم ازشون گرفتم ^_*

توی مهمونی، حرف از انتخاب اسم شد. مادرشوهر پرسید برای بچه اسم انتخاب کردین؟ امیر سَرخود دوتا اسم دختر و پسر که خودش دوست داره رو اعلام کرد :|  مامانشم گفت هردوتاش زشته  D: 

یعنی می‌خوام بگم شما که اسامیِ انتخابیِ خانمت رو به حساب نمی‌یاری، باید در نظر داشته باشی که مامانت هم ممکنه به اسامیِ انتخابیِ شما بگه زشت:d



+ البته جدی نگفت. طفلک هیچوقت به هیچ‌چیز ما کار نداره. 

++ و در نهایت،قطعن حق مادره که اسم بچه‌ش رو انتخاب کنه :d

  • میرزاده خاتون