میرزاده خاتون

 دوتا اینترن اون‌شب نوبت کشیک‌شون بوده. البته چه کشیکی؟ کشــک :| هر مریضی که توی اون تایم به بیمارستان کودکان مراجعه می‌کرده، فلای می‌دادن(یعنی می‌پیچوندن)

مثلن درحالیکه یکی‌شون مریض رو قانع می‌کرده که"بچه‌تون نیاز به بستری نداره" اون‌یکی نقش استاد یا رزیدنتِ چیف رو بازی می‌کرده. می‌اومده بالای سر مریض و تشخیص این‌یکی رو تایید می‌کرده !!!

هدف‌شون هم این بوده که کشیک راحتی رو بگذرونند. با این توجیه که اگه مریض واقعنم چیزی‌ش باشه،دوباره فردا برمی‌گرده، مهم اینه که تو تایم‌ کشیکِ ما بستری نشه و کارش نیفته گردن‌مون!!! :||

حالا تصور کنید یکی از این مریض‌ها واقعن حالش خوب نبوده و فردا دوباره مراجعه می‌کنه. یه دختربچه‌ با شکستگی شدید کندیل فک پایین که مشکل تنفسی هم داشته..آزمایش‌ها انجام می‌شه و بچه برای IMF بستری می‌شه. اتند از پدر و مادر می‌پرسه:چرا زودتر نیومدین؟ والدین می‌گن اومدیم ولی همکاراتون گفتن بستری لازم نداره و به مرور زمان خوب می‌شه!!!..از اونجایی که اون‌شب امیرم کشیک بوده، اتند ازش می‌پرسه شما کجا بودین؟ امیر باتعجب می‌گه: من اصلن این بچه رو ندیدم و هیچکس پیج‌م نکرد...بعدش یکی دیگه از رزیدنت‌ها رو صدا می‌زنند که اونم اون‌شب کشیک بوده، ایشون هم اظهار بی‌اطلاعی می‌کنه و می‌گه اصلن این بیمار رو ندیده. خلاصه بعد از پرس و جوهای فراوون مشخص می‌شه قضیه چیه...

امروز دوباره اون‌دوتا اینترن کشیک بودن، اتند صداشون زده و بهشون گفته که بخاطر سهل‌انگاریِ اونا ممکن بود چه اتفاقات بدی برای اون دختربچه بیفته.. یکی‌شون با خونسردی می‌گه:خب نمی‌مُرد که !!! :|   خلاصه، گفتن این جمله همانا، و عصبانی شدنِ امیر همانا..می‌گفت: حیف که پرسنل بیمارستان دخالت کردن و مجبور شدم ولش کنم !!! :|||

پرسیدم آخرش چی؟ اخراج شد؟ گفت نه! برادرش هیئت علمی دانشگاهه و اتندمون بخاطر رودرواسی با برادره، نتونست حتی تجدید دوره‌ش کنه  :|


  • میرزاده خاتون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی