میرزاده خاتون

جوجه‌‌ی من امروز سه ماهه‌ش تموم شد

هربار که تصویرش روی صفحه‌ی مانیتور ظاهر می‌شه،می‌خوام از تعجب بمیرم! یه موجود زنده در بطن من!...امیر که اصلن حالش گفتنی نیست. توی جلسات سونوگرافی، همیشه با موبایلش فیلم می‌گیره تا حس و حال‌م رو ثبت کنه. کاش می‌شد امروز من ازش فیلم می‌گرفتم..عزیزدلم قیافه‌ش متعجب و ذوق‌زده‌ شده بود، کم مونده بود مانتیور رو از دیوار بکنه تا بچه‌ش رو بغل کنه :)

پزشکم گفت جنسیت از روی آزمایش‌های غربالگری تاحدود نوددرصد مشخص می‌شه. ولی ما گفتیم نمی‌خوایم بدونیم. دوست داریم سورپرایز بشیم :) گفت ببینم تا آخر این نُه ماه طاقت می‌یارید یا نه :d

واقعن جنسیت‌ش برا‌مون مهم نیست و فقط واسه سلامتیش دعا می‌کنیم. نمی دونم برای ما اینطوریه یا بچه‌دار شدن کللن آدم رو به این بلوغ می‌رسونه که بعد از یه مدت می‌بینی اصلن مهم نیست کوچولوی توی دلت پسره یا دختر؛ همینکه یه فرشته از بهشت قراره فرود بیاد توی خونه‌ت،  و کللی حس خوب و تازه رو برات هدیه بیاره، از خدا ممنونی :)


  • میرزاده خاتون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی