میرزاده خاتون

رفته بودیم رستوران. ساعت ده شب. شام نداشتیم و امیرم معتقده غذایی که سفارش بدی برات بیارن خونه خوب نیست. غذای بیرون رو چی بشه که حاضر باشه تو خونه بخوره. دوست داره بره بنشینه توی رستوران همون رو بخوره ! این بود که ساعت ده شب رفته بودیم رستوران. من حوصله نداشتم. همونجور ژولیده پاشدم یه مانتو تنم کردم و یه شال انداختم سرم. موبایلم رو هم جا گذاشته بودم و می‌خواستم برگردم بردارم که گفت موبایل من هست دیگه. گفتم خب. خودش هم دستش رو کرد توی موهاش و چندبار انگشت‌هاش رو مثل چنگک کشید تو موهاش و مثلن مرتب شد:|

رفتیم یه رستوران چینی. یه غذایی داره که امیر عاشقشه. اینطوری که گوشت گوسفند رو باریک باریک بریدن و توی سس‌های چینی پرت و پَلا خوابوندن با پیاز. بعد یه دستگاه می‌یارن سر میز و می‌تونی روش گوشت‌ها رو سرخ کنی. با سالاد جوونه گندم و کدو و هویج و لوبیا و پلوی چینی. یعنی فکر کن رستوران بری و خودت غذا بپزی! اونم ساعت ده شب! :| برعکس ِمن، اون همیشه دوست داره یه نقش مثبتی تو جامعه بشریت داشته باشه. منم سپردم به خودش!

راستش اصلن گرسنه نبودم. زود غذا خوردنم تموم شد و داشتم امیر رو تماشا می‌کردم که با حوصله گوشت‌ها رو سرخ می‌کرد و یه‌ذره یه‌ذره برای خودش می‌کشید توی کاسه و با پلو و سالاد قاتی می‌کرد و می‌خورد.

خیلی احساس خوبی داشتم. گاهی بین خوردنِ غذاش حرف می‌زد و از اینور اونور می‌گفت. فکر کردم چقدر راحتم الان. بعد یهو غصه‌م شد:| گریه‌م گرفته بود. می‌دونستم تقصیر هورمون‌های حاملگیه. اما گرفته بود دیگه. گفتم نمی‌دونم قبلن زندگی چطوری بود. نفهمید از چی حرف می‌زنم. گفتم قبل از داشتنِ تو و این بچه. همه‌چیزهای معمولی که الان دارم و می‌دونم چقدر معمولیه، قبلن اصلن معمولی نبود. اشکم قشنگ پشتِ پلکم بود. داشت چای یاسمین می‌خورد یعنی چای یاسمین سفارش داده بود. لیوانش رو گذاشت دم لبم گفت بخور. خوردم. گفت دیدی؟ چای سبز داده به جای یاسمین. می‌بینی اصلن معمولی نیست. خنده‌م گرفت. گفت اوه ساعت ده دقیقه به یازده‌ست. پاشو بریم. 

  • میرزاده خاتون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی