میرزاده خاتون

مهم‌ترین کار دنیا

دو ساعت بیشتر بود که نشستم و کیانم توی بغلم خوابیده بود. اونقدر راحت و آروم که دلم نیومد بذارمش زمین. نشستم و نگاهش کردم و احساس کردم که این مهمترین کار دنیاست: بستر آرامش بچه‌ی خوابیده‌م بودن!

تکامل

کیان هر روزش با دیروز فرق می کنه. هر روز بعضی از حرکات دیروزیش رو انجام نمی‌ده و بجاش حرکات جدیدی انجام می‌ده. هرروز دلم برای دیروزش تنگ می‌شه و در عین حال با ذوق نگاه می‌کنم که ببینم چه کارهای جدیدی می‌خواد بکنه. این دفعه که 5-6 روزی خونه‌ی مامانم اینا بودم جوجه کاملن می‌فهمید که محیطش عوض شده. مخصوصن دوری از تابلوی نقاشی دلفین‌ها براش سخت بود(اگه نمی دونین در مورد چی حرف می زنم یه تک پا بیاین خونه‌ی ما! می فهمین!!:b ) دیروز که اومدیم خونه، بچه‌م یه جوری اطراف رو نگاه می‌کرد که انگار می‌دونه برگشتیم خونه. موقعی که داشت بی‌تابی می‌کرد و بغلش کردم، یه‌ دفعه تابلوش رو دید و کلی ذوق کرد. خلاصه داره کم کم برای خودش شخصیتی پیدا می‌کنه بچه مون! ^_^

haaav hooo haav bav...

قشنگ‌ترین صدایی که تو تموم عمرتون شنیدین چه صداییه ؟ صدای پیانو ، نی‌لبک ، صدای بارون ، صدای آواز خوندن شانیا تواین !!  می‌دونید قشنگترین صدایی که من تو تموم عمرم شنیدم چیه ؟ صدای پسرمه که اون اصوات بالا رو با لبهای غنچه کرده‌ش درمی‌یاره و خودش از شنیدن صدای خودش ذوق می‌کنه ^_^

حواشی کنگره

بدترین اتفاق امروز هم دیدن یه سال بالایی بود که دوران رزیدنتی،جزو بی‌شرف‌‌ترین و کثیف‌ترین پسرهای دانشگاه بود و الان شده بود استاد و مدیرگروه یکی از دانشکده های دندونپزشکی.

Designed By Erfan Powered by Bayan